سید حسین شرفالدین عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، ضمن معرفی کتاب خود با عنوان «مناسبات دین و فرهنگ» اظهار کرد: در نسبت میان دین و فرهنگ به مثابه دو نظام معنایی دارای وجوه اشتراک و افتراق دیدگاههای مختلفی وجود دارد که برخی، دین را به عنوان یک خرده نظام فرهنگی درآمیخته با فرهنگ عام حاکم بر جامعه و نوعی فرهنگ نهادی شده با مختصات ویژه می دانند که از عناصر و مولفه های خاصی ترکیب یافته و نقش ها و کارکردهای مختلف ومتنوعی را درسطوح فردی و اجتماعی به انجام می رساند؛ در مقابل، عده ای نظر به ثبات نسبی، اصالت و عمق نفوذ دین در جامعه، فرهنگ را بخشی از دین و تبلور اجتماعی آن می دانند و برخی دیدگاه ها نیز به استقلال و مرزبندی آنها در مقام نظر و درآمیختگی و ترابط آنها در مقام عینیت و تحقق معتقد شده اند. دیدگاههای دیگری نیز بسته به تلقی های مختلفی که از فرهنگ و دین وجود دارد، ارائه شده که درمتن نوشتار کم و بیش بدانها اشاره می شود.
عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: تردیدی نیست که دین و فرهنگ هم در مقام تعریف(حوزه نظر و مفهوم) و هم در مقام تحقق و عینیت ارتباط و تعامل وثیقی با یکدیگر دارند.
وی بیان داشت: ارتباط و مناسبات چندگانه و پیچیده این دونظام معنایی به دو یا چهار صورت ذیل می توان تقریرکرد؛
۱) گونه های مختلف تعامل محتمل(درون متنی)ومحقق(به لحاظ تاریخی) یک دین الهی متنزل(همچون اسلام) با فرهنگ یا فرهنگ های عرفی یا دینی مستقر در جامعه زمان نزول(موسوم به جامعه جاهلی)[با نگرش ایستایی] و با فرهنگ های جاری و غالب درجوامع اسلامی در گستره تاریخ[با نگرش پویایی]؛
۲) نسبت های محتمل میان یک دین متنزل در مقام تعریف همچون اسلام انعکاس یافته در متون مقدس(=آیات و روایات) الف)با تکون تدریجی، اعتبار یابی، هویت یابی و نقش آفرینی بخشی از ظرفیت فرهنگی شکوفا شده آن تحت عنوان معارف اسلامی و دانش های استنتاج شده و بلوغ یافته در پرتو اجتهادات و استنباطات روشمند و مستمر دین پژوهان و عالمان دین و سامان یافته در قالب الهیات و علوم دینی مثل فقه، کلام، تفسیر، عرفان، اخلاق و...؛ ب)جلوه نمایی آفاقی تعالیم این دین عمدتا با میانجی تفسیرهای عالمان و در پرتو دینداری مومنان و التزام نظری و عملی آنها به عقاید و آموزه های آن که در گذر زمان و فرصت یابی مناسب در قالب یک فرهنگ یاخرده فرهنگ دینی عمومی تبلور عینی می یابد.(بالطبع این فرهنگ به اقتضای ماهیت متضمن مجموعه نسبتا منسجمی ازدانش ها، بینش ها، ارزش ها، نگرشها، احساسات، قواعد، نمادها و مناسک خواهد بود که جهان زیست مومنان و موالیان این دین را در یک اینجا و اکنون تاریخی شکل داده وهویت فرهنگی ایشان را قوام بخشیده است)؛ ج) جلوه نمایی آفاقی و هویت یابی اجتماعی این تعالیم در پرتو استمرار تاریخی، شکوفایی تدریجی ظرفیت ها، پذیرش جمعی یا اکثری اعضای جامعه، نیازها و ضرورت های اجتماعی، مطالبه دغدغه مند و ارجاع دهی های مکرر به این تعالیم، فقدان بدیل و جایگزین همتراز و...که خود را در قالب مجموعه ای از نهادها، چارچوب ها، خط مشی ها، سازمانها، ساختارهای پهن دامنه متبلور می سازد. کارکرد اصلی هویت های نهادی، هدایت و راهبری کنش گران مومن در راستای پاسخ دهی ضابطه مند به نیازهای فردی و اجتماعی خود از مسیرها ومجاری مجاز و پذیرفته شده است.
شرف الدین ادامه داد: بدیهی است که تعامل دین و فرهنگ در محور(الف) به دلیل میدان داری عالمان متعهد و دغدغه مند، ماهیت نظری وانتزاعی، روشمندی، دارا بودنرواییو پایایی قابل قبول، استکمال تدریجی و تراکمی؛ ازاصالت، خلوص، ماندگاری و مقبولیت بیشتری برخوردار است و انتساب آن به دین، باصراحت و تاکید بیشتری صورت می گیرد؛ اما در محور(ب) و(ج) به دلیل تاریخی بودن، تکون و هویت یابی تدریجی، فقدان برنامه و مهندسی مسیر مشخصی، مشارکت و میدان داری توده ها درتحقق، حفظ واستمرار آن، در آمیختگی تدریجی با سایر عناصر محیطی، ابتلاء به بازاندیشی های مکرر بویژه در مقام عمل، کنترل ناپذیری و... بیشتر ماهیت انضمامی، زمینه ای، موقعیتی، تاریخی، در آمیخته و نسبتا متغیر و سیال دارد. بدیهی است که یک دین الهی همچون اسلام به دلیل اصالت متون، غنای آموزه ای، جامعیت، جاودانگی، عقلانیت، اجتهاد پذیری بی پایان، نشاط و سرزندگی، عمق و گستره نفوذدر جامعه مومنان و...در صورت موقعیت یابی فرانهادی، دغدغه مندی واقع بینانه دین مداران اعم از عالمان و توده های مومن، شکوفایی ظرفیت ها در پرتو تفسیرهای کارآمد و متناسب با اقتضائات زمان و مکان، تبلیغ و ترویج درست آموزه های در سطوح مختلف، دفع پیرایه ها و شبهات، ارجاع دهی ضابطه مند و طرح مطالبات مشخص در چارچوب رسالت های دین؛ بالقوه می تواند کلیت جامعه و فرهنگ ها و خرده فرهنگ های محل استقرار خود را درهمه سطوح و به نسبت های مختلفی متاثرو با خود همسو سازد. البته تفاوت های محسوس میان جوامع مختلف اسلامی دربسترسازی برای تحقق این آرمان را نمی توان نادیده انگاشت. ادعای نگارنده با استناد به منابع درون متنی وضرورت های اعتقادی مسلمین این است که اسلام مستقردر یک جامعه اسلامی همچون ایران،به مثابه یک دین و یک فرهنگ مذهبی کهن، ظرفیت های فعلیت یافته و بالقوه فراوانی دارد که در صورت وجود زمینه های فرهنگی اجتماعی، قبول مرجعیت بلامنازع، حذف موانع ذهنی و عینی، اعمال سیاست های تدریجی و گام به گام برای نفوذ و رسوخ آموزه ها و ارزش های آن به جهان ذهنی افراد و سطوح نهادی و ساختاری جامعه و... قابلیت های لازم برای تامین ضرورت ها و ملزومات فرهنگی اجتماعی متناسب باانتظارات پویا و تعدیل و تصحیح داشته ها و سرمایه های فرهنگی اجتماعی موجود همسو با اقتضائات آموزه ای خود را دارد. بی شک، درراس همه تمهیدات فوق، عینیت یابی مولفه محوری فرهنگ دینی(شیعی)یعنی عنصرولایت و حکومت دینی، بسترساز تحقق این مهم در سطوح اجتماعی و تمدنی خواهد بود.
وی عنوان کرد: این مطالعه درصدد است تا ابتدا گونه های مختلف تعامل مفروض و محقق میان دین(الهی نه بشرساخته) و فرهنگ را به مثابه دو نظام معنایی به صورت نظری(فارغ از ارجاع به استنادات عینی، جامعه شناختی و تاریخی) بررسی کرده و در ادامه نحوه تعامل اسلام (عمدتا با عطف توجه به ظرفیت ها و مویدات درون متنی و تاحدی شواهد عینی) با مظاهر و جلوه های فرهنگی ناشی ازعینیت تاریخی اجتماعی آن در یک جامعه اسلامی(موسوم به فرهنگ اسلامی) و نیز نحوه تعامل آن با عناصر فرهنگ غیردینی جاری در جامعه (موسوم به فرهنگ عرفی اعم از فرهنگ جاری در جامعه عصر نزول و جوامع دیگر) که بشر در پرتو حیات اجتماعی تاریخی و از رهگذر سنت(میراث)، عقلانیت و خرد جمعی، تجربه های زیسته، بنائات و قراردادهای عقلایی، استحسانات ذوقی، کشف و شهود، تقلید، اقتباس و... بدان دست یافته؛ را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. بدیهی است که در این مطالعه به اقتضای هدف، قابلیت دین برای تبلوریابی عینی در سطوح فرهنگ عمومی و نهادی و ساختاری بیشتر مورد توجه خواهد بود. در این مطالعه همچنین به اقتضای واژه تعامل، از تاثیرات محتمل فرهنگ بر دین (در مقام تعریف و تحقق) نیز به اجمال سخن خواهد رفت.
عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) با اشاره به سوالات تحقیق، گفت: سوال اصلی گونه های مختلف تعامل اسلام به عنوان یک دین الهی با مظاهر و جلوه های فرهنگی ناشی از عینیت یابی اجتماعی تاریخی آن (بامیانجی دینداری= موسوم به فرهنگ دینی) و با سایردستاوردهای فرهنگی بشر(موسوم به فرهنگ عرفی) کدام اند؟
وی با اشاره به سئوالهای فرعی در این پژوهش گفت:
۱)دین چیست و متضمن چه عناصر و ابعادی است؟(بررسی تلقی های مختلف از دین و دینداری بویژه با رویکردهای برون دینی و جامعه شناختی)
۲) فرهنگ چیست؟ مولفه های تشکیل دهنده آن کدام اند؟
۳) فواید، آثاروکارکردهای فرهنگی اجتماعی دین(درعینیت اجتماعی تاریخی) کدام اند؟
۴) گونه های مختلف تعامل محقق، مفروض و محتمل میان دین و فرهنگ(به مثابه دو نظام معنایی جامع) کدام اند؟(بررسی دیدگاههای الهیدانان دارای رویکرد اجتماعی، جامعه شناسان و مردم شناسان دین)
۵) نسبت های محقق و محتمل میان اسلام به مثابه یک دین الهی در مقام تعریف(درون متنی) و در مقام تحقق (عینیت از مجرای دینداری) با فرهنگ و مولفه های مختلف آن کدام اند؟( پاسخ این سوال را می توان با رویکردی ایستانگرو پویانگرتاریخی به دین و فرهنگ ارائه نمود)
۶) زمینه ها، مفروضات و چالش های تعامل دین با مظاهر و جلوه های فرهنگی خود در جامعه مومنان و با عناصر فرهنگی غیر دینی رایج دراین جامعه کدام اند؟
شرف الدین اذعان کرد: در این پژوهش به صورت صریح و ضمنی، برخی تلقی های سطحی نگر در تعریف دین(با محوریت ادیان الهی)، منشا و خاستگاه دین، اهداف و رسالت دین، درون مایه های فرهنگ سازدین و عناصر موثردر هدایت فرهنگ بشری(در مقام نظر)، جایگاه اجتماعی دین، فواید و آثار(کارکردهای) اجتماعی دین بویژه دربخش فرهنگ سازی و تعامل با فرهنگ بشری(در مقام تحقق)، عملکرد تاریخی دین، خلط میان دینداری و دین، خلط میان فرهنگ دینی ودین، خلط میان معارف دینی به جای خود دین، دین در مقام تحقق با دین درمقام تعریف(دین در کانتکست و تکست)، دین به مثابه ایدئولوژی با دین به مثابه مجموعه تعالیم وحیانی هدایت گر، نسبت های محقق، مقدرو محتمل میان دین و فرهنگ در مقام تحقق و عینیت اجتماع، عناصر هسته ای و پیرامونی فرهنگ دینی و... درحد مجال و بضاعت نویسنده مورد نقد قرار گرفته است.
وی یادآور شد: نتایج این تحقیق می تواند برای محققان حوزه الهیات بویژه الهیات اجتماعی، فلسفه دین، جامعه شناسی دین، فلسفه فرهنگ، جامعه شناسی فرهنگ، مطالعات فرهنگی مفید باشد. همچنین می تواند به بسط و تعمیق مطالعات دین پژوهی کمک کند؛ تلقی حداقلی بودن اسلام را دفع کند؛ به شناخت ملزومات فرایند ورود دین به عرصهاجتماع وجلوه نمایی فرهنگیآن ونیز آثاروپیامدهای حضوراجتماعی دین کمک کند؛به شناخت عوامل موثردرآسیبی شدن فرهنگ دینی کمک کند، به روند سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی درجامعه اسلامی برای استقرارفرهنگ دینی و دفع خرافه ها از آن اجمالا کمک کند؛معارف اسلامی و الهیات را گامی به علوم اجتماعی ومطالعات فرهنگی نزدیک کند، باب گفت و گودرظرفیت شناسی فرهنگی اسلام و توان رویارویی آن با فرهنگ های رقیب را در مراکز علمی بازکند.
ضرورت تحقیق
عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) اظهار کرد: تعامل، تاثیر و تاثر و در آمیختگی دین و فرهنگ به عنوان دو منظومه معنایی کهن و پرمولفه و دارای ضرورت های وجودی و کارکردی در جامعه بشری، عمری به درازی حیات اجتماعی بشرو تجربه دینداری و دین ورزی او دارد. این واقعیت برغم عینیت تاریخی ریشه دار و پرسابقه تنها در قرن اخیر عمدتا به یمن مطالعات جامعه شناختی و مردم شناختی دین، مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی و تاحدی الهی دانان و دین پژوهان قرار گرفته است. فقدان طرح این موضوع بویژه با رویکرد برون دینی و عطف توجه به دین و فرهنگ در مقام تحقق، حتی در ادبیات دین پژوهی مسلمین نیز آشکارتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران و زمینه یابی دین برای میدان داری و نقش آفرینی بلامنازع در ساحت اجتماع و در عرصه های مختلف نهادی و ساختاری، اهمیت و ضرورت این بحث را به غایت فزونی بخشید. متاسفانه تا آنجا که راقم سطور جستجو کرده تا کنون مطالعه مستقلی که به صورت انتزاعی یا انضمامی به مقایسه میان این دو منظومه معنایی در عرصه واقعیت اجتماعی – تاریخی و سنجش نسبت های محقق و محتمل میان آنها پرداخته باشد، تولید و عرضه نشده است. مطالعات انجام شده غالبا به صورت ضمنی به ابعاد و عناصری از این دو، در چارچوب رویکرد و افق نظری خاصی التفات کرده اند. مطالعات انجام شده توسط جامعه شناسان و مردم شناسان با رویکرد برون دینی، انضمامی و متن محور نیز به دلیل اختلاف نظرهای جدی که در مبانی، مفروضات، روش شناسی، اهداف و نتایج آنها وجود دارد، جای مناقشه جدی بویژه از منظر مومنانی که برای دین (یا خصوص ادیان ابراهیمی) خاستگاه الهی ووحیانی قائلند و موقعیت برتری در مقایسه با فرهنگ برای آن قائلند؛ وجود دارد. براین اساس، ضرورت پژوهش در این عرصه( با محوریت اسلام و عطف توجه ضمنی به فرایند پرفراز و فرود تاریخی و حضور و استقرار آن در یک جامعه اسلامی نمونه همچون ایران) به دلایل و اغراض ذیل مستند است: کمبود و بلکه فقدان پژوهش درخور در این حوزه؛ آشنایی بیشتربا ظرفیت های درون متنی اسلام به عنوان آخرین وکامل ترین نسخه هدایت الهی برای فرهنگ آفرینی؛ آشنایی بیشتربا جلوه های فرهنگی وظرفیت های فعلیت یافته اسلام درعینیت تاریخی(در حد مقدور)؛ بسترسازی جهت انتقال معارف درون متنی اسلام به علوم اجتماعی؛ زمینه سازی نظری جهت شکوفا سازی هرچه بیشتر این ظرفیت ها؛ برجسته سازی مکانیسم های تعامل دین و فرهنگ در عینیت اجتماع؛ شناسایی آسیب های ناشی از این تعامل در ابعاد معرفتی، فرهنگی و عملی دین.
پیشینه تحقیق
عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) ابراز کرد: در خصوص موضوع نوشتار با مختصات ترسیمی فوق تا آنجا که راقم سطور تتبع کرده تاکنون پژوهش مستقلی به صورت کتاب، پایان نامه و پروژه صورت نگرفته یا دست کم من بدان دست نیافتم. از این رو، این مطالعه پیشینه خاص و ادبیات تحقیق به معنای مصطلح ندارد اگرچه در هریک از محورها و فقرات آن همچون تعریف دین و فرهنگ، مطالعات فرهنگی در خصوص مظاهر فرهنگ(به صورت انتزاعی)، مردم شناسی فرهنگ(بررسی فرهنگ و مظاهر عینی آن به صورت انضمامی)، فلسفه فرهنگ، جامعه شناسی و مردم شناسی وباستان شناسی دین، نسبت دین با برخی عناصر فرهنگی همچون علم، هنر(یاهنرهای خاص مثل موسیقی ومجسمه سازی) و تکنولوژی؛ تاریخ تمدن اسلامی، خدمات متقابل اسلام و برخی از جوامع اسلامی ونیز آثاری که به طور خاص به تبیین و تشریع برخی از ظرفیت های فرهنگی یک دین مثل اسلام پرداخته اند نظیرفقه اسلامی، اخلاق اسلامی، هنر اسلامی، عرفان اسلامی و...
اهداف تحقیق
پاسخ یابی برای برخی از سوالات ناظربه نسبت میان دین و فرهنگ؛
آشنایی با ظرفیت های درون دینی/اسلامی در عرصه فرهنگ آفرینی و اصلاح و ساماندهی به فرهنگ بشری؛
غنا بخشی به مطالعات دین پژوهی موجود در پرتو توجه به کارکردهای فرهنگی اجتماعی دین؛
غنا بخشی به ادبیات موجود علوم اجتماعی و اصلاح برخی سطح نگریها در توانمندیهای بالقوه و فعلیت یافته دین در عرصه فرهنگ سازی؛
پاسخ یابی برای برخی از انتقادات و شبهات سکولاریستی؛
شناسایی گونه های مختلف تعامل میان یک دین الهی با جلوه ها و مظاهر فرهنگی؛
آشنایی تفصیلی با دیدگاههای مختلفی که به نسبت سنجی میان دین و فرهنگ از منظرهای مختلف پرداخته اند.
روش شناسی تحقیق
روش این مطالعه درمقام گردآوری اطلاعات، اسنادی و به تعبیر شایع، کتابخانهای با تکنیک فیش برداری از اطلاعات مورد نظراز منابع مربوط است. روش آن در مقام واکاوی مضمونی و محتوایی داده ها، تفهمی، تفسیری، تحلیلی، و استنباطی است.
ساختار تحقیق
این نوشتار در یک مقدمه و پنج فصل به شرح ذیل تنظیم وتدوین شده است: در بخش مقدمه به ضرورت تحقیق، پیشینه تحقیق، هدف تحقیق، روش تحقیق، مساله و سوالات تحقیق، فرضیه تحقیق، نوآوری و نقدهای تحقیق و ساختار تحقیق پرداخته شده است.
وی ادامه داد: فصل اول آن به بررسی تفصیلی مفهوم دین در تلقی های الهیاتی و جامعه شناختی، منشا و خاستگاه دین، ابعاد و مولفه های دین و دینداری، قلمرو و گستره دین، گونه شناسی دین، دین و مفاهیممرتبط(شریعت، ملت، سنت، ایدئولوژی، مذهب، ایمان، معنویت، کیش و فرقه)،وجه نیاز انسان به دین، کارکردهای فردی و اجتماعی دین(بامیانجی دینداری)بویژه کارکردهای اجتماعی آن اختصاص یافته است؛ شرف الدین گفت: فصل دوم آن به بررسی تفصیلی و تحلیلی مفهوم شناسی لغوی و اصطلاحی فرهنگ، تطورات معنایی فرهنگ، گونه شناسی تعاریف فرهنگ، عناصرومولفه های فرهنگ، منشاء و خاستگاه فرهنگ، گونه شناسی فرهنگ، فرهنگ و مفاهیم مرتبط(جامعه، تمدن، نهاد، ساختار، هنجار، غریزه، علم و تکنولوژی)، کارکرد فرهنگ، نحوه تعامل فرهنگ باسایرعناصر محیط ومشخصا انسان سازنده خود پرداخته است؛
عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی موسسه امام خمینی(ره) افزود: فصل سوم آن به بررسی تفصیلی رویکردهای جامعه شناختی و رویکردهای الهیاتی به نسبت میان دین و فرهنگ، نسبت های مفروض، محقق ومحتمل دین و فرهنگ ونحوه تعامل آنها با یکدیگر به مثابه دو منظومه معنایی دارای عاملیت بسیار موثرو پویا درعرصه اجتماع و تاریخ، تخصیص یافته است؛
وی اضافه کرد: فصل چهارم آن عمدتا با الهام ازمباحث طرح شده درفصل سوم، به واکاوی ظرفیت های درون متنی و تجربه های تاریخی اسلام به عنوان یک دین الهی جامع درفرایند فرهنگ سازی در راستای تحقق رسالت الهی وراهبری جامعه بشری تا پایان تاریخ و تمهید زمینه های لازم برای پی ریزی یک مدینه فاضله متکامل واستقرار یک حیات طیبه انسانی بامختصات موردنظر خویش، پرداخته است؛ این فصل متضمن مباحثی همچون خاستگاه دین و فرهنگ، مبانی انسان شناختی فرهنگ، جامعیت اسلام در تامین ملزومات زندگی اجتماعی، رهنمودهای فرهنگی اسلام، نقش دین در اعطای جهان بینی، ایدئولوژی، تشریع نظام حکمی ( شریعت و فقه) و تشریع نظام اخلاقی، مواجهه انتقادی اسلام با فرهنگ جاهلی زمان نزول، مفهوم فرهنگ در متون دینی، جلوه نمایی فرهنگی تاریخی اسلام، تعامل عینی اسلام و فرهنگ، مراتب نفوذ اسلام در فرهنگ، ویژگی های فرهنگ اسلامی، نقش جامعه دینی و دولت اسلامی در تثبیت فرهنگ دینی پرداخته است؛ فصل پنجم نیز قاعدتا به جمع بندی و نتیجه گیری نهایی با موضوعاتی همچون تعاریف منتخب دین و فرهنگ، دین و نسبت آن با فرهنگ در تلقی های جامعه شناختی و الهیاتی، نسبت های چندگانه میان دین و فرهنگ(اشتراکات دین و فرهنگ، تمایزات دین و فرهنگ و تعاملات دین و فرهنگ) اختصاص دارد.










نظر شما